خود پندنامه جوزفی
· · خواندن 1 دقیقه ۳- ای جوزف، در پی تغییر آنچه را که عالم هستی به روزگاری دراز، آنگونه که هست، پدید آورده و بدان شکل داده است، نباش.
کوهها را بگذار کوه باشند و دریاها را دریا؛ چشمهها را بگذار همچنان چشمه باشند و درختان را همچنان درخت، زنان را زن و مردان را مرد. زشتی را زشت و زیبایی را زیبا. خوبی را خوب و بدی را بد.
شاید این همان چیزیست که باید باشند، شاید جز این بودنشان، هم برای آنان سخت و طاقتفرسا و هم برای دیگران مایه رنج و عذاب باشد.
بگذار این دو روزه کوتاه عمر را، هر کس آنگونه که میخواهد و آنطور که هست بگذراند و ببیند و بچشد.
تو نیز سر خود بگیر و راه خود برو آیدین. اورهان برادر تو نخواهد شد. دل بکن. همین است که هست...🖤🖤🖤